تبليغاتX
شمع سوخته
 فاتحه
فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان         لب بگشا که می‌دهد لعل لبت به مرده جان
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و می‌رود         گو نفسی که روح را می‌کنم از پی اش روان
این شمع سوختن به پایان برد
...حلالش کنید...

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در پنجشنبه 1390/04/02 ساعت 3:47  |
 حاشیه موأید اصل

شیخ ما رو به مریدان گفت :

مهربانی و محبت در قاموس انسان خودخواه جایی ندارد.

و ما بر این گفته حاشیه میزنیم که :

که اگر هم مهری ازو دیدی بدان که کوتاه و مصلحتیست و به سرعت رنگ عوض میکند.

 

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در دوشنبه 1390/03/23 ساعت 0:23  |
 لطیفه
در یک روایت معتبر آمده است:

“روزی غضنفر(رض) در اتوبان می رفت. رادیو پیام را همی روشن کرد. ندا آمد “یه احمقی داره اتوبان رو برعکس می ره!”. غضنفر نگاهی به جلوش می ندازه و می فرماید که: احمق ها که یکی دوتا نیستند. همه دارن برعکس می آن.”

حالا حکایت احولات غضنفر ما هم شده حال و روز یکسری از انسان های اطراف ما. انسان هایی که در محفلی به نام فلان جمع شده اند و علناً نظر و فرمان رهبری را به رای می گذارند و به لکه ننگ و کثیفی به نام دانشگاه آزاد مشروعیت می دهند و هر غلطی که می خواهند می کنند…

حالا نگران قرارگرفتن احمدی نژاد، در مقابل امر رهبری هستند و فلان و فلان

کسانی که خود در حال برعکس رفتن اتوبان هستند و دیگران را متهم به نقض قوانین می کنند.

حالا احمدی نژاد برعکس می رود یا خبر، بماند…


پاورقی: مطلب فوق از فرط عمق و پهنا و درازا عینن به نقل از وبلاگ ناراضی کپی پیست گردید! =)

حاشیه نوشت: وقتی نماینده هایی داریم که فرق هویج را از فیبر نوری نمیدانند باید هم ببینیم درین مجلس طرح ادغام وزارت راه و مسکن با وزارت ارتباطات عجولانه و بدون هیچگونه کار کارشناسی صرفا بخاطر سیاسی کاری تصویب میشود!!! وا مصیبتا بر اهل ICT این کشور...

در تتمه مطلب تصویری زیبا پیدا کردم لیکن درین نیمه شبی از شبهای رجب المرجب حال آپلود نیست! زحمت بکشید زیر مطلب تصویری دلنشین از یک دسته هـویـج شیک و مرتبط و اتو کشیده تجسم کنید.

خمیازه نوشت: شب بخیر

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در چهارشنبه 1390/03/18 ساعت 2:30  |
 ماجرای تاریخی عدالت، بیت المال و دزدان
1.
"به دلایلی حذف شد"

2.
« لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ » حدید/25

به نص صریح قرآن عدالت یکی از مهمترین اهداف انبیاء و اولیاء بوده و هست.
آن وقت دستگاه عدالت به جای سیاه کردن روز و زهرمار کردن شب بر عوامل چندین ساله و شکم باره زمین ماندن این خواسته مردم، امام، رهبر و انقلاب، مشغول چه اظهار نظرهایی هستند؟

یا صاحب العصر و الزمان... السلام علیک حین ترکع و تسجد ...

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در شنبه 1390/02/31 ساعت 13:3  |
 میزان!
 
میزان طول و عمقِ جیب افراد است :|
 
داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در پنجشنبه 1390/02/29 ساعت 22:37  |
 توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند؟
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ؟
 
أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بالْبرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ ؟
 
داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در پنجشنبه 1390/02/08 ساعت 14:1  |
 آلبوم تصویری سفر بهار 90 به شمال ایران
بسم الله
از مبداء که حرکت کردیم مقصدمان کابوس ِ سلطان طوس، ولی هشتم، امام رضا(ع) از مسیر گرگان بود. در منزلگاه اول تقدیر چنان رقم خورد که در سفری 5 روزه پا در جاده های فرعی و بکر شمال کشور بگذاریم. هرچقدر بیشتر به پیش رفتیم جاده ها و روستاهای بیشتری ما را به خود میخاندند. و این چنین شد که مسیر زیر با مرکبی لنگان به مبداءی که روز اول آغازیده بود خاتمه یافت. و این چنین است که طلبیده نشدیم!
لا حول و لا قوة الا بالله

در ادامه مطلب مهمانتان میکنم به گلچین تصاویری از چشم اندازهای زیبایی که،
نقاششان خدای ِ جمیل است و بس

مسیر حرکت
 


ادامه مطلب
داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در سه شنبه 1390/02/06 ساعت 13:59  |
 قصه‌ی زندگی
زندگی قصه‌ی حرکت در جاده ای پر از کوه و دشت و کویر و دریا و صخره و.. است؛
در پرده های مختلف آن زیاد به تماشا منشین، توشه گیر و گذر کن
...

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در چهارشنبه 1390/01/31 ساعت 0:10  |
 فاحشه قضائی
فاحشه قضائی یعنی قضاوتی که هرکسی بتواند در آن اعمال نفوذ کند :|
.

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در سه شنبه 1390/01/30 ساعت 1:49  |
 آتش دل
گرچه از آتش دل چون خُم می در جوشم
مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم

آقاجان، فرزند زهرا،
خودت شاهدی چه میکنند با منتظرانِ از جان و مال گذشته‌ات
...

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در دوشنبه 1390/01/29 ساعت 0:16  |
 فوتبال حرفه ای یا کلاه گشاد لیبرالیته؟
دیروز شمه ای از واقعیتِ نخود سیاهی که لیبرالیته با اهداف مشخص بشریت را با آن سرکار گذاشته است، مشخص شد :|
دعوای گاو و گوسفندی فوتبال دیروز را امروز از تلوزیون دیدم! و خدا را شکر نمودم که پیگیری مسائل این حیوانات را دیر وقتیست کنار گذاشته ام =)
در باب ورزش آنگولا ساکسونی و صادرات آن به مغز انسان نحیف الفکر قرن 20 و 21 مجال سخن بسیار است، لیکن احساس چندش میرود حتی از صرف وقت برای نوشتن در این باب از منظر علم و عقل و فلسفه و دین و اقتصاد و الا آخر !!!
بماند بحثِ هزینه های گزافی که خارج از هدف ورزش و سلامتِ جسم و در راه به اصطلاح حرفه ای نمودن این کلاه گشاد و هزینه های کلان نگهداری، مسافرت ها و نقل و انتقالات فصلی آن، و درصد تطابق آن با اهداف انسانیت و خط قرمزهای شریعت وجود دارد.
همچنین بماند بحث بر سر اینکه اصولا فوتبال حرفه ای با مختصات فعلی ورزشی و اخلاقی آن در دنیای واقعی معنا دارد یا نه؟ و اگر دارد تا چه حد به حداقل های مدینه فاضله مورد نظر شریعت و نه جامعه مدنی مد نظر غرب نزدیک است؟!!!
اصلاً کسی پاسخ دهد که آیا مدیران کلان فرهنگی مملکت از پس از انقلاب تا کنون، میدانند صددرصدِ نشانه هایی که تا کنون از فوتبال حرفه‌ای ممزوج شده با بند بند پروتکل های یهود در راستای پوچ نمودن و بی‌محتوا کردن جوامع دیگر و سلطه بر آنها، مطابقت دارد؟

موافق نیستید که، فوتبالِ حرفه ای و عواملش با سبک و سیاق فعلی، لیاقت حتی یک ثانیه وقت ندارند؟ :|

پی نوشت:
- از صبح این جملات گوشه ذهنم را درگیر کرده بود. صرفا نوشتم تا تلاطم افکار رهایم کنند که این گونه بی نظم و پراکنده شد.
- کاریکاتور جالبی در این زمینه بود که آپلود نشد، یمانید در کَف =)
- درکل اتفاقات دیروز بهونه خوبی شد که کُلی در شبکه های اجتماعی به فوتبال حرفه‌ای بتوپم =)
داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در شنبه 1390/01/27 ساعت 15:31  |
 زمان
یاصاحب‌الزمان،الامان‌من‌جورالزمان
ومن‌الکذب‌و‌البهتان
...

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در دوشنبه 1390/01/22 ساعت 23:44  |
 معادله دو مجهولی

میگفت برای مرد غرورش از همه دنیا مهم تر و برای زن احساسش، در نتیجه هیچ کدام را نباید شکست

گفتم مردی میشناسم احساسش با غرور ِ زنی شکست

و این معادله‌ی دو مجهولی سکوت را تا انتها مهمان مجلس کرد

.

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در چهارشنبه 1390/01/17 ساعت 1:12  |
 پیام وارده از قیام خونین بحرین
پیام یک عزیز از بحرین : « دم مای مغرب یه دفعه خانوما شروع به هلهله و تکبیر گفتن کردن. روی موبایل ها خبر اومده بود که قوای ایران وارد بحرین شدند ... ای کاش این خبر صحیح بود ای کاش....
بچه ها خیلی دعا کنید خیلی »

حادثه ای در راه است ...

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در سه شنبه 1389/12/24 ساعت 21:39  |
 چه دکتر چه آیت الله
دیشب در تاملات زیرپتویانه برای هزارمین بار به این نتیجه رسیدم که:

انتهای هر علمی باید آگاه شدن به هیچ و پوچ بودنِ ادعاهای آدمی در مقابل عظمت جهان و خالق اون باشد. بنابر این علمی که به تواضع و افتادگی در مقابل خدا و خصوصاً بندگان خدا منجر نشه از عطسه بُز بی ارزشتر خواهد بود، چه دکتر چه آیت الله :)

این نکته یکی از اصول بنیادین فکریم در شناخت آدمهاست.

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در پنجشنبه 1389/12/19 ساعت 9:29  |
 همه عالمیان، به تمنای تو برخاسته اند


خبر آمدنت مثل نسیم ... می رود باغ به باغ ... می رود شهر به شهر...

مردمان یمن و تونس و مصر... مردمان اردن،

همه عالمیان، به تمنای توبرخاسته اند...

شور و حالی برپاست... وعده ات نزدیک است...


یکی از دوستان پیام داده :

« کشور های عربی بدجور گره خوردن به هم ... خدا کنه خبری بشه »

السلام علیک یا مصلح یا اباصالح المهدی

عجل علی ظهورک

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در یکشنبه 1389/11/10 ساعت 0:38  |
 پایانی هولناک

سوزاندند ، آخر سوزاندند ...

وای از آنچه به حال خود آوردند ...

.

به درستی که :

« إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ كَرِيمٌ * فىِ كِتَابٍ مَّكْنُونٍ * لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون‏ »

و از آنجا که:

« سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا »


 . . . بی شک این آغازیست بر یک پایانِ بزرگ وهولناک . . .

.
داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در دوشنبه 1389/06/22 ساعت 1:29  |
 شباهت!

                              کس حال من سوخته جز شمع نداند

کو بر سر من شب همه شب اشک فشاند                             

                              دلبستگی هست مرا با وی از آنروی

کز سوخته حالی بمن سوخته ماند                             

                               گر خسته شوم بر سر من زنده بدارد

ور تشنه شوم در نظرم سیل براند                             

                              زنجیر دل تافته را در غم و دردم

گر رشته‌ی جانست بهم در گسلاند                             

                              بیرون ز من دلشده و شمع جگر سوز

سر باختن و پای فشردن که تواند                             

                              گر شمع چراغ دل من بر نفروزد

شبهای غم هجر بپایان که رساند                             

                              آنکس که چو شمعم بکشد در شب حیرت

از سوختن و ساختنم باز رهاند                             

                              حال جگر ریش من و سوز دل شمع

هر کس که نویسد ز قلم خون بچکاند                             

                              از شمع بپرسید حدیث دل من

کاندوه دل سوختگان سوخته داند                             

. . .

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در شنبه 1389/06/13 ساعت 18:23  |
 درد بی‏خبری

و اما ، این روزها صدای "فزت و رب الکعبه" به گوش میرسد...

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در جمعه 1389/06/05 ساعت 18:19  |
 کشف!

سلامی چو بوی خوش آشنایی

حدود دوماه پیش ظرافت نکته ای برایم شکافته شد که آن را در حد دو جمله برای فراموش نشدنش ثبت موقت کردم تا اکنون که توفیق مراجعت مجدد به وبلاگ جان و تکمیل مطلب، نسیب این بنده گشت.

آدم که داشت با خمیر مایه نو رسیده خود که حاصل ۷ شبانه روز ورز دادنِ آب و خاک به ید قدرت "الله" بود از زمین بر میخواست، حسادتی را برانگیخت و از پس آن قَسَمی به عِزّتِ آفریدگار بر زبان بزرگِ جنیان آمد که طلیعه ای شد بر سناریوی جنگ بین "خوب" و "بد، "راست" و "دروغ"، "نور" و "تاریکی" ، "خـیـــــــــــــر" و "شــــــــــــر" ؛ به واقع بهانه ای پایه گذاری شد برای جنگ آخرالزمان.

نوح از راه رسید و در قامت یک منجی جهانی برای عصر خود، پیش نمایشی از تابلوی عصر ظهور منجی آخرالزمان ترسیم نمود.

ابراهیم! نمادی شد از شیطان ستیزی و شکستن معبودهای ساخته ی شیطان برای انسان، در راستای همان قَسَمی که به عزت معبودِ خود خورده بود.

موسی کلیم الله شد تا قومش مزه غیبت را بچشند و از پس او طایفه ای به نام یهود  غافله سالار همان جریانی باشند که بزرگِ جنیان، روز خلقت آدم، دلخوش به آنان شد.

توجه نموده اید که چرا باید مسیحی بیاید و با آن ماجراهای خاص عروج کند! عروج کند که برای چه برهه ای به کار ِ نقشه های الهی آید؟ عیسی را عروج دادند تا درست در خمیدِترین گردنه تاریخ بشر فرود آید و وساطت کند بین موعود آخر زمان و سپاهیانش با مسیحیان آخرالزمان و سپاهیانشان.

محمد (ص) مبعوث میشود تا زنجیره دین خدا که از آدم تا خاتم همان "اسلام" بوده را به حلقه آخر آن که ولایت و وصایت است پیوند زند تا این وصایت برود به همانجا که باید برود.. به کجا؟ به سوی مقصود تمام رسولان و اوصیاء و انسانیت و یگانه دین توحیدی که همان شکوفایی کمال انسانی در جامعه بشری و توحیدیست، و آیا این جز همان عصر موعودِ آخر الزمان است؟

حسین(ع) را سر میبرند و سوزی در نهاد شیعه مینهند که هرگاه محرم از راه میرسد چنان خون در رگ شیعه به جوشش می آید و چنان پتانسیل جهاد در جامعه شیعه آکنده میشود که جبهه حق میتواند در آن ایام و اشهُر با آن بر دنیا مسلط شود.. و همین است راز وحشت همه سازمان های اطلاعاتی و استراتژیکِ حزب شیطان از محرم و عاشـــورا...! متوجه شدید چه میخواهم بگویم؟

آری "خدا باهوشترین مکر کنندگان است" ؛ پرده عاشورا نوشته نشد مگر برای زمنیه سازی خروج موعود آخر الزمان و ظهور وی در روز عاشورا !!!

بعد از حادثه عاشورا می آییم تا قتل یک یکِ نمایندگان سلاله خیر و رسیدن کادر به استخوان و غیبت "بقیة الله الاعظم" ! و از پی آن ادامه حیات زیر پوستی شاخه سیاسی اسلام یعنی "تشیع" و هدایت آن به دست صالحانِ اهل علم و معرفت و سربرآوردن ناگهانی آن در قرن ۲۰ از سرزمینی که پیامبر آنان مژده مسئولیت زمینه سازی ظهور موعود آخرالزمان را به آنان داده بود.

در آن سوی قضیه شیطان است و جنودش که هر چه ساختند و بافتند جز برای تکمیل زنجیره شَر و صف آرایی نهایی آن در مقابل جریان خیر نبوده است.

از سناریوی "سجده نکردن شیطان" و راهبری جریان شر توسط وی و حکایت "هابیل و قابیل" و "جالوت و طالوت" تا فرعونیان و آیین شیطانی و سحرآمیزشان که مبنایی شد برای پی ریزی "کابالا" و از پس آن  افتراهایی که به سلیمان بستند و حکایت "کاهنان معبد سلیمان" و سپس "شوالیه های معبد" و "لژ اسکاتلند" و "خاندان امپراطوری بریتانیا" تا تاسیس آمریکای نوین توسط "جرج واشنگتن ِ پایه ۳۳" و تسلط آن بر جهان و ابتدای قرن ۲۰ که مصادف شد با نزدیک شدن جریان دجال به آرمان نهایی خود که همان "زمینه سازی ظهور دجال" بود با تاسیس اسرائیل در سرزمین موعود!

و همنینطور که به جلو می آییم و به زمانه کنونی میرسیم ، گر به دقت بنگریم هر حادثه مهمی که در تاریخ قدیم و معاصر افتاده است جز برای تکمیل پازل آخرالزمان و ظهور منجی و موعود آن، و در مقابل بروز ِ تمام شر برای مقابله با خیر نبوده است.

" وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ "  آل عمران/۵۴

 

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در یکشنبه 1389/05/17 ساعت 0:13  |
 ناس و ملوک

اگر تصاویر و ویدئوهای قدیمی مربوط به سالهای ۵۶ ، ۵۷ ، ۵۸ را دقت کرده باشید، تنوع فکری و فرهنگی زیادی خیل شرکت کننده در جنب و جوشهای انقلابی را تشکیل میدهد.

زن و مرد با تنوع مُد ، البسه و تریپ های مختلف از بی حجاب و با حجاب تا بی نماز و با نماز. چه شده بود که این تضادهایی که در نگاه اول فاصله ها را در نگرشهایشان به زندگی، تداعی میکرد یک صدا حول نقطه ای دایره زدند؟

چه عاملی موجب تضاد آنها قبل از انقلاب در سیرت و صورت شده بود و بعد از انقلاب آنها را در صورت و سیرت به هم نزدیک نمود؟

سالها میگذرد و دوران به اصطلاح اصلاحات بر این سرزمین چنبره میزند، و در این دوران مردم و به خصوص جوانانُ بیشترین دین گریزی را از خود نشان میدهند و از شرایط میشود فهمید که اعتمادشان به مذهب و معنویات را از دست داده اند. چرا؟

در این بازه زمانی اتفاقی دیگر نیز در حال نمود است، فاصله گیری قشر در حال انفصال یا منفصل شده از معنویات با قشر مذهبیون یا به اصطلاح حزب اللهی ها که قالبا از نسل قبلی انقلاب میباشند.

اصلاحات سپری میشود و در دوران جدید، دولت بعدی سکان هدایت کشور را به عهده میگیرد. بعد از گذشت چند سال به طور محسوسی شاهد افزایش گرایش جوانان به معنویات و دین، رخ مینمایاند و علاوه بر آن میتوان شاهد فروریختن فاصله بین اقشار مختلف فکری و فرهنگی مردم شد.

سوال اینجاست که چه مضربی مسبب این فراز و فرود است؟ چه عاملی موجب کنار هم قرار گرفتن انواع فرهنگها و اعتقادات در صحنه انتخابات ۸۸ گردید؟ و افزایش اعتماد به معنویات را به ارمغان آورد؟

یک مشت دروغ گو که لیدرهای جمعی از مردم شده بودند ، هر آشی برای اهل سفره می پختند، جماعت با به به و چه چه میل میکردند این دست پخت شیطانی را! یکی از دروغ ها این بود که رای های خاموش همگی به حلقوم این کذابان ریخته است! درحالی که یکی از پدیده های این انتخابات روشن نمودنِ چراغ خاموش دو تا چهار میلیون رای خاموش به نفع نامزد پیروز بود.

چه میشود که عده ای که جز در ۱۲ فروردین و رای به جمهوری اسلامی در انتخابات دیگری شرکت نکردند اینگونه بر یک نقطه گرد میآیند و در انتخابات 88 به نامزد پیروز رای میدهند؟

وقتی خیل مردم از سران و حاکمان خود، تلاش، دلسوزی و مداومت در پیگیری مسائل و مشکلات جامعه را میبینند و صداقت این دلسوزی برایشان روشن گردد و از آن طرف این صداقت و تلاش را در چهارچوب مسئولین معتقدِ واقعی به مبانی دینی و گفتمان معنوی و دغدغه مند به پیام انبیاء میبایند خود به خود، اعتماد ملت و امت به کارائی این چهارچوبها افزایش میابد و باورهای کمرنگ شده رنگی تازه میابند. این درست در مقابل حالت معکوس آن است که مردم با مشاهده عدم کارائی دین و معنویات در دولتمردان مدعی شریعت و حتی رئسای ملبس به لباس دین ، از باورشان به این ارزشها کم میکنند و در پی جایگذین هایی برای بهبود وضعیت جامعه خود میروند.

این یک قانون و کنش و واکنش طبیعی و ریاضی بر مبنای اصل کفو بودن پدیده ها می باشد.

شاه کلید را مولا با جمله طلائی "الناس علی دین ملوکهم" ارزانی بشریت نموده است.

                 

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در دوشنبه 1389/03/31 ساعت 12:10  |
 جام رجبانی!

امسال جام جهانی فوتبال با رجب المرجب مصادف گردیده است.

از یک طرف جام جهانی سابقه بدی را در دائره المعارف حوادث جهان ثبت نموده، بدین صورت که دولتهای غربیِ فراماسون در پس نقاب مسحیت هرگاه خواسته اند حرکتی ماجراجویانه، تخریبی، استعماری، نفوذی، براندازانه یا هجومی آغاز کنند، بهترین موقعیت را تزاویِ این حرکتها با حوادث گمراه کننده در حال اجراء در گوشه ای دیگر از جهان دانسته اند. بدین جهت که افکار عمومی متوجه آن رویداد ورزشی یا فرهنگی هستند و صفحات اخبار و رسانه های تصویری، مملو از اخبار مربوط به آن میباشند و جایی برای انعکاس اخبار مرتبط با آن دسیسه یافت نمیشود.

همچون جنگ ۳۳ روزه اسرائیل علیه لبنان با هدف متلاشی کردن حزب الله که مصادف بود با جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان. صفحات خبری و تحلیل مملو بودند از اخبار مربوط به فلان تیم و فلان مربی و فلان بازیگر حاضر در جام و شرح احوال عشیره و نشیره فلان داور مسابقه و در گوشه ای خبرکی از حمله اسرائیل و تلفات انسانی و زیستی و اقتصادی آن و قص علی هذا !

از طرفی دیگر از ابتدای سال میلادی کنونی، شخصیتهای سیاسی جهان مداوماً نسبت به یک ماجراجویی در تابستان ۲۰۱۰ هشدار داده اند.

دکتر احمدی نژاد که عید نوروز ۸۹ اعلام کرد که اسرائیل برای تابستان مشغول برنامه ریزی جهت یک ماجراجوئی جدید است.

بشار اسد رئیس جمهور سوریه نیز اخیرا در دیدار با مددف نسبت به هرگونه ماجراجوئی جدید علیه کشورهای منطقه هشدار داده بود.

ملک عبدالله الثانی پادشاه اردن نیز اسفند پارسال گفته بود که منطقه تحمل وضع کنونی را ندارد و چندین تهدید به اسرائیل زده بود، که اگر فاز جدید شهرک سازی و اخراج و آواره سازی فلسطیان را آغاز کند باید منتظر جنگی سرنوشت ساز در تابستان باشد !

از آن طرف سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان ، آغاز هرگونه جنگ جدید از سوی اسرائیل را تغییر دهنده نقشه سیاسی منطقه و محذف نام اسرائیل از اطلسها دانسته بود.

آنطرفتر اردوغان پس از حمله به ناوگان آزادی، کانال را به غیرتِ ترکی تغییر داده و اعلام نموده شخصا به غزه میرود تا ببیند کیست که جرات حمله به کشتی حامل نخست وزیر ترکیه را دارد.

یکم که بیاییم اینطرف، هلال احمر جمهوری اسلامی مهیای اعزام سه فروند کشتی حامل حداقل نیازهای انسانی برای حبس شدگان محاصره اسرائیل میشود. اعزامی که با نظر رهبر انقلاب اسلامی ایران توسط ناوهای جنگی سپاه پاسداران مشایعت خواهد شد و چه بسا در صورت حمله نیروهای اسرائیلی به کشتی های ایرانی فرمان برخورد و حمله هم از سوی معظم له صادر شود.

دور میزنیم میرویم اسرائیل! هم کشتی های ایرانی را تهدید به غرق نمودن کرده و هم حمله به ناو حامل اردوغان را در دستور کار گذارده و هم سوریه را وعده به بازگشت به عصرحجر نموده و هم حزب الله را به محو ارعاب نموده!

آن سوی ماجرا اسفند ۸۸ بود و دیدار تاریخی رهبران مقاوت در دمشق که فقط جای اردوغان بینشان خالی بود؛ دکتر محمود از ایران بود و بشار از سوریه و نصرالله از لبنان و خالد از فلسطین. دور آن میز شام وعده کردند و میثاق نوشتند که حمله به هرکدامشان به معنای حمله به همه این قدرتهاست و الخ.

و اینها همه در کمتر از ۶ ماهه ی ۲۰۱۰ !

واعجبا! حال اگر نگاهی به تقویم حوادث رجب در روایات مسلمین بیندازیم، رجب آبستن حوادثی پرمهم خواهد بود. خروجهایی و پرچمهایی که گردشان جهان را خواهد گرفت...

و الله اعلَمُ بما یُسیر . . .

توصیه میکنم این مطلب را هم بخوانید

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در یکشنبه 1389/03/23 ساعت 0:50  |
 مستند مصداق پژوهی علائم ظهور
برای اولین بار...
 « یک قدم مانده به صبح - ۱ » 
( مستند مصداق پژوهی علائم ظهور بر مبنای عقاید و روایات شیعیان )
 - نسخه اصلاح شده جدید و مناسب رایت برای VCD و SVCD -
کاری از شمع سوخته
مدت زمان : ۲۵ دقیقه
یک قدم مانده به صبح

« مشاهده آنلاین »
بلندگو را روشن کنید  
 

 « دانلود کامل مستند در ۳ قسمت - جمعا ۴۴ مگابایت »
راهنما: پس از دانلود هر ۳ قسمت، آنها را در یک فولدر قراردهید و فایل اول را Extract نمایید.
نتیجه یک فایل نهایی با فرمت WMV میباشد.
«نظر به استقبال وسیع از مستند، سرورهای مختلفی برای دانلود هرچه بهتر عزیزان ارائه گردیده است»

دانلود از سرور 4Shared.com : Part1 ، Part2 ، Part3
دانلود از سرور PersianGig.com : Part1 ، Part2 ، Part3
دانلود از سرور MediaFire.com : Part1 ، Part2 ، Part3
دانلود از سرور BigUpload.com : Part1 ، Part2 ، Part3
 
نسخه 3GP برای موبایل - 7 مگابایت : Download

«الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»
داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در سه شنبه 1389/02/14 ساعت 13:26  |
 یا زهرا . . .

یا زهرا . . .

منبع تصویر : http://mesbah135.blogfa.com

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در شنبه 1389/02/04 ساعت 23:7  |
  سفرنامه ترکیه (3) - توپ کاپی

« أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا »

این پیوند را هم بخوانید : جهانگردی و مسافرت از نظر اسلام

استانبول - توپ کاپی

    قصر "توپكاپی" يكي از چند موزه عظيم و باشكوه جهان است. در يك كلام گنج هاي موجود در اين قصر واقعاً بي‌نظير است. مي‌توان با اطمينان ادعا كرد كه موزه توپ كاپي در كل جهان رقيبي ندارد.

دروازه ورودی قصر توپ کاپی


ادامه مطلب
داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در سه شنبه 1389/01/31 ساعت 18:1  |
 فتنه سفیانی در راه است
ملک عبدالله دوم شاه اردن ، نامزد سمت سفیانی ملعون۱- فتنه ای بسیار بزرگ در راه است، همه بگوش باشیم!

۲- هشدار به مقاومت منطقه، احتمال بروز فتنه ای بزرگ

۳- آیا عبدالله دوم همان سفیانی آخرالزمان است؟ (قست ۱)

۴- آیا عبدالله دوم همان سفیانی آخرالزمان است؟ (قسمت ۲)

۵- آیا عبدالله دوم همان سفیانی آخرالزمان است؟ (قسمت ۳)

۶- شاه اردن از زاویه ای دیگر (قسمت ۱)

۷- شاه اردن از زاویه ای دیگر (قسمت ۲)

۸- شاه اردن از زاویه ای دیگر (قسمت ۳)

۹- رمز گشایی از تحرکات اخیر عبدالله دوم شاه اردن

پیوندهای تکمیلی افزوده خواهند شد.

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در چهارشنبه 1389/01/25 ساعت 12:34  |
 سفر به دیار خاک و خون با طعم سایبر

بعد از یک هفته لنگراندازی (فریخوری) در بیت عمو جان به شهر مشهد و تَحولِ تحویل سال با فریز شدن اندر صحن حرم ضامن آهو در دمای ۴ - درجه ، الباقی عید نیز به همت مضاعف یک عدد عزیز و کار مضاعف عزیزی دیگر انگونه رقم خورد که در معیت یک گروه با طعم سایبر و باز هم در ژانر لنگر به دیار خاک و خون سفر کنیم اینبار با دمای بیش از ۲۲+ درجه!
نتیجه اینکه در این کشمکش جوی بین جداره داخلی و خارجی ِ این پیکر نازکِ من؛ چیزی شبیه تَرَک برداشتیم تا معلوممان شود ضعفَ بَدنی و رقةِ جِلدی!
ادامه مطلب
داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در دوشنبه 1389/01/16 ساعت 20:39  |
 سخنی به درد گویی، که همو کند دوایی!
Warning to The World!
In each February 11th, 22-of-Bahman (Iran’s Islamic Revolution anniversary), there exists a victory within the day's specific circumstances, context, and with its own specific results;
With the Almighty God’s mercy and presence of tens of millions [pro-revolutionary] Iranian demonstrators, this 22-of-Bahman’s anniversary is a beginning to the Islam’s worldwide revolution and rule of justice in the world.

Mahmoud Ahmadinejad , President of the Islamic Republic of Iran

إنذار للعالمين!
لِکُل ۲۲بَهمَن (ذِکرا ثورة الإسلامیة ایران) یَکُون فَوزٌخاصٌ بهي في شرائطة و مَکانِة و زمانِة و بحصیلةٌ خاص؛
وَ فی هذة العام بفَضل الله و بــِحضُور مَلایین مِن الشَعب الإیراني سَـیَکون مَبداءً لِتَمهید ثورة عالمیة الإسلام و حکومة العِدالة عَلي عالم.

محمود أحمدي نجاد ، رئیس جمهوریة إیران الإسلامیة
هشدار به جهانیان!
هر 22 بهمن یك پيروزي مختص به خودش است ، در شرايط و مكان و زمان خاص و دستاورد خاص ؛
به فضل الهي اين 22 بهمن با حضور ده ها ميليوني ملت ايران سرآغاز انقلاب جهاني اسلام و حاكميت عدالت بر جهان است.

محمود احمدی نژاد ، رئیس جمهور اسلامی ایران
فان حزب الله هم الغالبون

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در شنبه 1388/11/24 ساعت 20:54  |
 آرمان
من : استاد از وقتی دکتر علی محمدی ترور شد نگرون سوء قصد به شماییم

دکتر : گر نگه دار من آنست که من میدانم...

من : خب این چه وضشه آخه! بره آقای "کــ..." که جز خندوندن ملت و خسارت به مملکت هیچ خاصیتی نداره یه تیم خبره حفاظتی میزارن!  اما امثال شما که مغز و عصبهای مملکتید انگار نه انگار   تازه از طرف دستگاه اطلاعات دشمن هم زیر ذره بینید!

دکتر : "چرا میخواید در باغ شهادت را به روی ما ببندید"

من : استاد ، مملکت هنوز به شمع وجود شما احتیاج داره ، باید بمونید و جهاد کنید.

دکتر : تا شماها هستید به ما پیر پاتالا! نیازی نیست

من : اُهُم  استاد ترور نشم؟!

دکتر : آخ جون

من :

     این دیالوگ مقدمه ای باشد برای یک پست جامع درمورد حضرت استاد دکتر حسن عباسی ملقب به استراتژیست ارشد ایران ، مغز راهبردی جمهوری اسلامی ایران ، دانشمند علم سیاست ، کسینجر جهان اسلام ، پرفسور علوم استراتژیک و ... ، از سوی محافل فکری، دانشگاهی و مراکز سیاسی غرب.

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در دوشنبه 1388/11/05 ساعت 21:20  |
 عطش بر کرانه نیل

     چندی بر قرائت رسالات الاشراقیة شهاب الدین سهروردی مداومت نمودم، ابتدا در اتمام آن تعجیل کردم، حال که منظور حاصل شد شوق زاید الوصفی سوی قرائت چندین باره آن متمایلم میکند و چون مجدد به قرائت آغاز میکنم باز تعجیل در به پایان بردن میکنم و چون پایان یابد شوق تجدید و....

     اکنون چون تشنه ای بر کرانه نیل درمانده ام و در تاملم که آخر این چه حالت است؟!

     در فصل ششم از رساله "لغت موران" داستانی بس دقیق و شگرف و رمز آلود آمده که با دخل و تصرف چکیده آنرا اینگونه نقل به مضمون میکنم:

     «خفاشی چند را با حربا (سمندر یا آفتاب پرست) خصومت و مشاجره بدان حد رسید که خفافیش (خفاشها) اتفاق بر ربودن و آزار حربا کردند تا سیاستی بر وی برانند و انتقامی کشند.

     چون شب سایه ظلمت بگسترد حربای مسکین را به تعاون در کاشانه ادبار (تاریک و پست) خود کشیدند و محبوس بداشتند. از پس آن به شور نشستند که طریق تعذیب حربا چیست؟ پس از آن که همه بر قتل حربا اتفاق کردند ، رایشان بر آن گرفت که هیچ تعذیب بدتر از مشاهدت آفتاب نیست! خفافیش قیاس بر حال خویش می کردند و او را به مجاورت آفتاب تهدید میکردند، حال آن که مسکین حربا آرزوی این نوع تعذیب و قتل میکرد.

     چون آفتاب آمد او را از خانه نحوست و تاریکی خود به در انداختند تا به شعاع آفتاب معذب شود، حال آنکه آن تعذیب احیاء وی بود. "لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون، فرحین بما آتیهم الله من فضله" »

     خوشا منصور که بانگ میزد:

اقتـلـونی یـا ثـقـاتـی       ان فی قتلی حیاتی
و حیاتی فی مماتی       و مماتی فی حیاتی

"لو علم الغافلون بما فاتهم من لذة العارفین لماتوا کمدا"

      ترجمان این حکایت در عاشورا:

" ما رأیتُ الا جمیلا "

 

داغ کن - کلوب دات کام    |+| به قلم شمع سوخته در جمعه 1388/09/27 ساعت 23:59  |
 

کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به "شمع سوخته" می باشد

طراح قالب : شمع سوخته

بالا